فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
140
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
حصبه ! دانهء كه خرمن حيات بر باد دهد و ويرانى هزار مملكت بدن آباد دهد ، گاه دست در گريبان هوش زند و گاه لهب و اضطراب را سمير بدن كسير سازد . درياى تشنگى بر روى اين كس بگشايد و اگر آب خورى كارخانهء تن بفساد آيد ، هر بحرانش دوزخى كه اين كس را در هاويهء ظلمت بسوزد و هر اشتعالش آتش افروزى كه تن را در بخار حمّى شعله افروزد . گل چهرهء خوبانرا وقت نجاة در عرق گيرد و در هراة روزى ازو هزار زيادت بميرد . ابيات حصبه كو دانهايست بىمقدار * هست در خرمن هرات هزار بر سر هر كه تاخت او ناگاه * جمله گفتند حسبة للّه دانهء خرمن ملالست اين * بر بدن سهمگين وبالست اين در هلاك ارچه تيز سير بود * آخر كار او بخير بود هنگام عصر باز مولانا زايرى معاودت نمود و گفت : حضرت خان عاليمكان تجديد پرسش فرمودند و شما را بجانب بلدهء سقناق كه ثغر تركستان است روانه نمودند و جناب ديوان سمرقندى هم همراه شما بسقناق مىآيد كه آزوق لشكر ظفر اثر فرستد و خود در منزلى ديگر به طرف ديار قزّاق باردويهء همايون ملحق شود . بر حسب امر همايون صباح روز بيست و هشتم شوال از اردويهء همايون جدا شده آخر همانروز ببلدهء سقناق رسيديم و بقية ايّام مرض در آنجا گذشت و از آن منزل فرخنده [ 60 پ ] عاليحضرت خان با جميع سلاطين كوچ فرموده بصوب بلاد قزّاق روانه شدند و چون متوجه آن بلاد شدهاند شرح كيفيّت آن بلاد و وقوع دشت نسبت با تركستان و مجمل حال سلاطين و خانان قزّاق و مجمل وقايع حضرت خان نسبت با ايشان مناسب است كه گزارده شود و التوفيق من اللّه الواهب المدد .